در پیشرفت یک جامعه آموزش و پرورش با توام صورت گیرد. چه بسا امکان دارد  نقش تربیت پررنگ تر می شود.در دیدگاه سنتی، عموماً برداشت از تربیت عبارت بود از رام كردن، عادت دادن، مطیع بی چون و چرا بار آوردن و شكوفا كردن استعدادها ؛ ولی در دیدگاه مطلوب امروزی، تربیت به منزله رها كردن آگاهانه، ترك عادت دادن و زمینه سازی شكوفایی استعدادهاست. همواره نهادهایی وجود دارند كه هر عضو جامعه، به ویژه نسل های نورس ارزش ها، باورها، مهارت ها، دانش ها را از آن ها فرا می گیرندوتحت تأثیر فرآیند آن نهادها، تربیت می پذیرند.   اصول تربیت تربیت بایستی هدفمند و با برنامه باشد و در پیمودن مسیر تربیت، توجه به اصول تربیت نیز امری اجتناب ناپذیر است كه آن اصول عبارتند از: 1- تدریجی بودن                                                                                             هیچ فردی نمی تواند در مدت كوتاهی، دوران كودكی را سپری كند و به نوجوانی و بالاتر قدم بگذارد. پختگی در هر مرحله، ضمانت تربیت صحیح و کامل در مرحله بعدی است. 2 -مستمر بودن                                                                                              انسان تا پایان عمر رشد می كند و با این كه رشد طبیعی تقریباً در دوره جوانی به پایان می رسد، ولی رشد اكتسابی یا تربیت تا آخر زندگی ادامه می یابد.فراغت از تربیت، معنا ندارد. 3 - مسئله نگر بودن هر دوره سنی، مسائل مربوط به خود را دارد. اگر مربی نتواند با ظرافت و زیركی با مسائل هر دوره برخورد نماید و همدلی ایجاد كند، مشكلات تربیتی زیادی به وجود می آید. 4 - همه جانبه بودن انسان كامل، جامع الابعاد است، یعنی در ابعاد گوناگون عقلانی ، اجتماعی ، سیاسی ، عاطفی ، جسمانی و معنوی تربیت شده باشد. در تربیت انسان، بایستی افق دید خود را وسعت بخشیم و تك بعدی فكر نكنیم. 5 - تفاوت های فردی انسان ها از نظر وراثت ، نوع خانواده، نوع ارتباطات، وضع اقتصادی، توانایی ها و تجربیات ، متفاوت از یكدیگرند و كار مربی توجه به تفاوت های فردی است، همان توجهی كه بزرگترین مربی بشریت نبی مكرم حضرت محمد مصطفی (ص) در انجام رسالت خود در نظر داشتند.خداوند به همراه قرآن، رسول عظیم الشأن خویش را می فرستد. اگر قرآن، خودش كتاب هدایت و روشن كننده همه چیز است پس نقش پیامبر چیست؟ ایشان ظرفیت انسان ها را می شناسند و می دانند كه از این منبع وحی الهی به هر فردی چقدر باید بنوشانند تا تربیت صورت پذیرد و این، دقیقاً همان توجه به تفاوت های فردی است. 6 - نقادی فرهنگی انتقال میراث فرهنگی از جمله وظایف مربیان است؛ اما این انتقال، به تنهایی كافی نیست و آموزش فرهنگی، باید نقادی فرهنگی را نیز در برداشته باشد. منظور از نقادی، بررسی فرهنگ و تعیین و تفكیك عناصر مطلوب از نامطلوب است. 7 - رعایت هنجارها مربی خود نیازمند توجه به یافته های علمی و آموزشی و هنجارهای مربی گری است. پس او نیز باید دائم در توسعه خود و دانش خود كوشش كند تا هنجارها را بشناسد و رعایت نماید.آنان بدنبال الگوهای قابل اعتمادند.بر این اساس الگوهای دینی می توانند نمونه های عالی رشد برای آنان باشند. احزاب/21 8- تکیه بر احیای فطرت فطرت منبع مهمی در احیای فرد و جامعه می باشد.بنابراین نباید از نقش آن غفلت نمود.   هدف غایی از تربیت اسلامی هدف غایی از تربیت اسلامی، ساختن انسانی متعادل، به دور از افراط و تفریط وبا فضیلت است؛ همانگونه كه علمای اخلاق بیان می دارند هر آنچه كه در حد اعتدال باشد، فضیلت است و هر چه كه از حد وسط و اعتدال خارج شود (خواه به افراط كشیده شود، خواه به تفریط) رذیلت است. در تربیت، درونی شدن پیام­های انسان ساز اسلام یکی از عالی ترین اهداف می باشد و آن درگرو رسوخ آن ها در حیطه رفتاری است. توصیه­های کلامی در صورتی­­که با رعایت نکات روان­شناختی انجام شود تأثیری به سزا خواهد داشت.روانشناسان اجتماعی پاسخ افراد به نفوذ اجتماعی را به سه دسته مختلف تقسیم می­کنند که عبارتند از: متابعت؛ همانند سازی ؛ درونی کردن متابعت، رفتار فردی را توصیف می­کند که به منظور کسب پاداش و یا اجتناب از تنبیه برانگیخته شده باشد. در همانندسازی، فردی، فرد دیگری را برای خود سرمشق قرار می­دهد، عملی که انجام می­دهد برای کسب پاداش و یا اجتناب از تنبیه نیست، بلکه برای این است که با آن شخص همانند شود؛ مثل این که جوانی خود را با ارزش­های معلم یا هنرپیشه یا ورزشکار مورد علاقه خود هماهنگ سازد. و مقصود از درونی کردن یک امر اخلاقی آن است که آن اخلاق جزئی از وجدان شخصی شود به گونه­ای که نقض آن ارزش نزد شخص احساس خطا و شرم برانگیزد و شخص تعهد وجدانی دارد که آن را محترم شمارد.درونی کردن بر فعال کردن مخاطب تأکید دارد و بر خودجوشی، خودانگیختگی، خودیابی و خودرهبری اصرار می­ورزد. در این صورت، نقش مخاطب اصل است و مربی باید مددکار و مشوّق باشد. مخاطب قبل از آنکه مومی باشد در دست مربی تا به هر شکلی که بخواهد او را قالب­ریزی کند، همچون بذری پر از استعداد با ذخایر و قابلیت­های بالقوه است که در فطرت او به ودیعه نهاده است. اگر مفاهیم تربیتی درونی شود، دیگر امواج بدون دیوار رسانه­های ارتباطی و ماهواره­ها ، نمی­توانند دل­های جوانان ما را تسخیر کنند و موج فرهنگی و تبلیغی ناخواسته، کارکردهای دیرینه و آموزش­های رسمی مراکز فرهنگی را یک شبِ نقش بر آب کند. اگر می­بینیم جوانان ما به یک باره الگوی گمنام و پنهان را از آن سوی دنیا در ذهن خود همچون بت می­پرستند و با آن همانندسازی می­کنند ، گویای این واقعیت است که مفاهیم تربیتی وارزش­های دینی ائمه در بین جوانان سرزمین ما درونی نشده است. با درونی شدن مفاهیم تربیتی وارزش­های دینی ائمه شرایطی فراهم می­شود که دیگر افراد با تغییر شرایط زمانی و مکانی، رنگ عوض نمی­کنند. در روایات معصومین از این حالت به عنوان برخورداری از واعظ درونی یاد شده که بدون آن، پیمودن راه تکامل مشکل خواهد بود. برخی از عوامل موثر در درونی کردن مفاهیم تربیتی زمان شناسی در ارائه پیام اخلاقی توجه به تغییرات و مقتضیات زمانی در انتقال مفاهیم و ارزش­های تربیتی امامان معصوم ضروری است. وقتی فرهنگ و ادبیات یک ملت در گردونه جامعه دستخوش تحول و دگرگونی می­شود، لازم است عرضه­ها متناسب با شعور حاضر تنظیم شود. در آموزه­های ائمه اطهار به خصوص حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی (ص) نیز، زبان­شناسی مورد تأکید قرار گرفته است. امام علی (ع) می­فرماید: «لا تُقَسِروُا اَولادَکُم عَلی اَدابِکُم فَاِنِّهُم مَخلوُقونَ لِزَمانٍ غَیرِ زَمانِکُم؛ فرزندانتان را به ادب خود مجبور نسازید که آنان پدیده­های زمان دیگری هستند» بنابراین، نسل کهن به منظور هدایت و رهبری نسل نوین باید در بستر زمان حضور یابد و نیازهای نسل نو جامعه را همواره در نظر داشته باشد. پس با روش­های قدیمی کمتر می­توان نسل امروز تربیت کرد. مخاطب­شناسی توجه به ظرفیت­های عقلانی و تفاوت­های فردی و در نظر گرفتن سطح درک و فهم مخاطب در هنگام این ارتباط با مربی و انتقال پیام­های تربیتی و تناسب محتوای کلامی با گنجینه فهم مخاطب، در پذیرش پیام­ها، نقش تعیین کننده­ای دارد. استفاده از شیوه­ مسئله­مداری (ایجاد روحیه پرسش­گری) برای پیاده کردن مفاهیم تربیتی ، باید اجازه دهیم تا افراد خود در شکوفایی استعدادهایشان فعالیت کنند. ژان پیاژه می گوید: «اگر دانش­آموزی برای رسیدن به حقیقتی سه روز صرف کند تا آن را شخصاً کشف کند با صرفه­تر از آن است که همان حقیقت را در یک ربع برایش توضیح دهیم. این روش خود به خود پیشرفت سریع کودک را در مراحل بعدی رشد تضمین می­کند». مربیان اخلاق نیز باید فرصتی فراهم کنند تا مربی خود به کشف و درک استدلال­های منطقی مجهز شود. پدرها و مادرها یا معلمان و اساتید اخلاق از ناپایداری مفاهیم تربیتی و تمرّد دانش­آموزان و فرزندان خود شکایت می­کنند. مشکل اینجا است که کار اغلب آن ها گذشته از این که نمود عملی در خودشان ندارد، نصیحت کردن و تحمیل کردن نظرات خودشان است. غافل از این که روش نصحیت­های مستقیم و لفظی صرفاً جنبه­ برونی و ظاهری و حفظی دارد که هر لحظه باید منتظر فرو پاشیدن آن باشیم. پرسش و طرح سؤال، وسیله­ای مؤثر برای درگیر کردن ذهن نوجوانان و جوانان در فرآیند کشف و ابداع پدیده­ها است. از طریق پرسش­های سازنده، مهارت­های خودآموزی و خود فهمی، پرورش می­یابند. از این رو پیامبر (ص) می­فرمایند: حُسنُ السُّؤالِ نِصفُ العِلمِ؛ سؤال خوب کردن نیمی از دانش است. با آموزش­های مستقیم، مفاهیم تربیتی به دیگران آموخته می شود، اما دستیابی به مراحل تحول که به طور طبیعی و براساس شکوفایی فطرت در اختیار انسان­ها قرار گرفته به تأخیر می­افتد. توجه به آمادگی مخاطب یکی از مؤلفه­های مهم در فرآیند عملی کردن اخلاق در جامعه، مرتبط بودن نیاز درونی با پیام بیرونی است. برای پیدایی و تقویت رفتارهای مطلوب و ارزشی، روش­های تحمیلی و اجباری نمی­توانند به گونه­ای که بایسته و شایسته است مؤثر واقع شود. البته هدایت، نقش مهمی در انتقال مفاهیم دارد، ولی هدایت غیر از دخالت است و این همان چیزی است که خداوند به پیامبرش گوشزد می­کند. «فَذَکِّر انَّما اَنتَ مُذَکِّرٌ لَستَ عَلَیهِم بِمُصیطِر» تذکرده که تو فقط تذکر دهنده­ای، تو مسلط به آنها نیستی که مجبورشان کنی. امام علی (ع) نقش رغبت و پذیرش درونی را حتی در مقدس­ترین اعمال یعنی عبادات مورد عنایت قرار داده و می­فرماید: «ان للقلوب اقبالا و ادبارا فاذا اقبلت فاحملوها علی النوافل و اذا ادبرت فاقتصروا بها علی الفرائض» برای قلب­ها و دل­ها میلی است وانزجاری، پس اگر دل تمایل داشت او را برای انجام مستحبات وا دارید و هرگاه اقبالی نداشت به انجام واجبات اکتفا کنید. پیامبراکرم مراعات ظرفیت­های روحی را درانجام تکلیفها لازم دانسته و فرموده­اند: این دین محکم و متین است پس با ملایمت در آن درآیید و عبادات خدا را به بندگان خدا با کراهت تحمیل نکنید تا مانند سوار درمانده­ای باشید که نه مسافت پیموده و نه مرکبی به جای گذاشته است. پاره­ای از والدین بر این تصورند که هر قالب و الگویی را که خود دارند می­توانند برای تربیت فرزندانشان به کار برند و هر خواسته­ای که خود آرزو می­کنند می­توانند آن رابه فرزندان خود تحمیل کنند.از سوی دیگر در مدرسه نیز مربیانی هستند که با اعمال فشار و سختگیری­های بی­جا و نیز اجرای برنامه­های فوق طاقت سعی می­کنند دانش­آموزان را متناسب با سلیقه واندیشه خود پرورش دهند در حالی که این گونه برخوردها خسارت سنگینی را به دنبال داشته و حتی آثار روش­های صحیح تربیتی را خنثی می­کند. بنا به فرموده استاد مطهری: «ترس و تهدید و ارعاب در انسان­ها عامل  تعلیم آموزه­های اخلاقی نیست یعنی استعدادهای هیچ انسانی را از راه ترساندن، زدن، ارعاب وتهدید،نمی­شود پرورش داد. همان طور که یک غنچه گل را نمی­شود به زور به صورت یک گل درآورد. مثلاً یک غنچه را بکشیم تا گل شود یا نهالی را که بر زمین کرده­ایم و می­خواهد رشد کند با دست خودمان بگیریم به زور بکشیم تا رشد کند. فقط از راه طبیعی که احتیاج دارد به قوه زمین، خاک، آب و هوا و نور و حرارت ... رشد می­کند همان­هایی که احتیاج دارد باید به او بدهیم خیلی هم با لطافت و نرمش و ملایمت یعنی از راه خودش تا رشد بکند. دکتر کریمی در کتاب راهبردهای روان شناختی تبلیغ با مخاطبان جوان عوامل اثرپذیردر درونی شدن  پیام را، در مولفه های زیر خلاصه نموده است: موقعیت شناسی در ارائه پیام، زبان گزینی در ارائه پیام، نیاز شناسی در انتخاب مضمون پیام، زمان شناسی در انتخاب موقعیت انتقال پیام، مخاطب شناسی در انطباق محتوا با شخصیت گیرنده، روش شناسی در نحوه ی انتقال پیام، سبب شناسی در جهت شناسایی موانع انتقال پیام. روش‏های تربیتی یا کانال های ارتباطی  انسان موجودی متعالی و دارای استعداد رسیدن به کمال است و برای سیر تکاملی خویش نیازمند پیروی از یک روش تربیتی قوی و کامل می‏باشد. انسان فاقد تربیت، فاقد همه چیز است، پس باید به دنبال تربیت روح و روان خویش باشد. امام مجتبی علیه السلام در زمینه ضرورت تربیت روحی و معنوی انسان و تغذیه روان او می‏فرماید: تعجب می‏کنم از فردی که در غذای جسمانی خود فکر می‏کند (که سالم و بهداشتی باشد) اما در غذای روح و جان خویش نمی‏اندیشد، در نتیجه شکم خود را از غذاهای زیان بخش حفظ می‏کند ولی سینه‏اش را در مقابل آن چه آن را پست می‏گرداند رها می‏کند.»   روش های تربیتی در دیدگاه سنتی عموماً مستقیم، كلامی، استفاده از نصایح، وعظ و خطابه و امری اكتسابی بوده است و مربی القاء كننده محسوب می شده و تربیت را از آنجایی شروع می كردند كه مربی دوست دارد؛ در صورتی كه در دیدگاه امروزی، تربیت مؤثر غیرمستقیم، عملی و در حین كار و بازی است. امروزه تربیت، امری اكتشافی است و مربی باید خلاق و ابداع كننده باشد و تربیت را از آنجایی شروع كند كه متربی دوست دارد و به جایی ختم كند كه مربی دوست دارد. یکی از چیزهایی که معمولاً در این زمینه مورد غفلت قرار می‏گیرد و یا کمتر مورد توجه آنهاست، چگونگی ابلاغ پیام و سخن دین است; یعنی آن ها بیشتر به محتوای پیام توجه دارند و برای قالب و ساختار آن اهمیت و نقشی قائل نیستند; در حالی که اهمیت نحوه ارائه پیام، کمتر از خود موضوع پیام نیست . بسیارند افرادی که از دانش و اطلاعات زیادی برخوردارند، ولی چون در فن سخنوری یا نویسندگی ناتوانند، مطالب را هرچند مهم، به گونه‏ای بیان می‏کنند که در دیگران تاثیر قابل توجهی برجای نمی‏گذارد و در مواردی تاثیر منفی در آنها ایجاد می‏کند . به عکس، برخی از گویندگان و نویسندگان قوی و نیرومند، مطالب کم اهمیت و پیش پا افتاده را به گونه‏ای به تصویر می‏کشند و با لطائف هنری می‏آمیزند که در نهاد و روح مخاطبین خود، تاثیر عمیقی می‏گذارد . اساساً یکی از شرایط موفقیت در هر کاری، انتخاب روش و اسلوب صحیح است; مثلاً ممکن است فرد نابغه و باهوش و پرکاری در راس یک سازمان قرار گیرد، ولی به لحاظ نداشتن روش مناسب، نتواند آن را بخوبی اداره کند; اما فرد دیگری که به اندازه فرد اول، هوش و استعداد ندارد، به علت‏برخورداری از سبک و روش مناسب و کارا، همان سازمان را به نحو شایسته اداره کند . برای بررسی گویاتر روش های تربیتی را به دو دسته زیر تقسیم می نماییم: 1-تربیت مستقیم برای ساختن جامعه‏ای نمونه و تربیت انسان‏های کامل و سالم، اصول و روش هایی لازم است که انسان در سایه آن‏ها بتواند به دور از هر گونه انحراف مسیر سعادت را بپیماید. ارائه کامل‏ترین و سالم‏ترین روش‏های اطمینان بخش تربیتی، انسان را به سعادت حقیقی و زندگی جاودانه و رضای پروردگار متعال نزدیک می‏کند. این شیوه‏ها را می‏توان از زندگی و رفتار و گفتار اسوه‏های حقیقی دین اسلام و پیشوایان راستین به دست آورد. هرچند روش غیرمستقیم و زبان عمل از زبان گفتار نافذتر است و معصومان علیهم السلام  بیش از آنچه مى‏گفتند، با كردار خود، مردم ‏را ارشاد مى‏كردند؛ ولى پند مستقیم نیز در سیره آنها بسیار مشاهده مى‏شود.به عنوان نمونه امیرالمومنین ( ع) درنامه ی سی ویک نهج البلاغه یک دوره کامل تربیت مستقیم را به فرزند گرامیشان امام حسن ( ع) درابعاد مختلف می فرمایند. برخی از مربیان گمان می‏کنند که همیشه می‏توانند با اهرم فشار و تحکم، پیام های خود را در قالب دستورالعمل، به افراد جامعه تحمیل کنند، و دانش آموزان هم حتماً پیام را دریافت می‏کنند و بر اساس آن عمل می‏کنند; در حالی که تجربه نشان داده است که این روش نمی‏تواند او را به اهدافش برساند و گاهی هم نتیجه معکوس داده است; بنابراین به نظر می‏رسد که برای ابلاغ پیام ، باید مطابق شرایط زمانی و مکانی و همچنین شرایط روحی افراد، عمل کرد; بدین معنا که گاهی فضا، فضای عقل و منطق است، گاهی عرصه، عرصه احساسات و عواطف است و گاهی برخی از افراد در شرایط لجبازی و مقابله قرار دارند . طبیعی است در این موقعیت های گوناگون، نمی‏توان یکسان و به صورت کلیشه‏ای عمل کرد، بلکه باید به اصطلاح مدیریتی، اقتضائی برخورد کرد، یعنی در هر شرایطی، متناسب با همان شرایط عمل کرد . قرآن مجید، با توجه به تنوع شرایط روحی و فکری انسان، چنین می‏فرماید: «ادع الی سبیل ربک بالحکمة والموعظة الحسنة وجادلهم بالتی هی احسن‏» ; «با حکمت و اندرز نیکو به راه پروردگارت دعوت نما و با آنها به طریقی که نیکوتر است استدلال و مناظره کن .» نحل/125 .در این آیه، رسول گرامی صلی الله علیه و آله مامور شده است که به یکی از سه طریق - حکمت، موعظه حسنه و جدال احسن - مردم را به حق دعوت کند . حکمت‏یعنی سخن متقن و محکم که قابل خدشه و تردید نباشد، موعظه حسنه یعنی موعظه خوب و پند و اندرزهای دلپسند، و جدال یعنی مناظره به واسطه همان چیزهایی که مورد قبول مخاطب است، و در جایی مورد استفاده قرار می‏گیرد که انسان با کسی روبرو شود که هدفش کشف حقیقت نیست، نمی‏خواهد حقیقتی را بفهمد; بلکه فقط مجادله می‏کند و ایراد می‏گیرد، در کمین است تا کلمه‏ای را بشنود و آن را دست‏آویز قرار دهد و طرف مقابل را هو کند، با چنین فردی باید مجادله کرد، ولی به روش احسن، یعنی نباید از راه حق و حقیقت‏خارج شد . به عبارت دیگر، هدایت از طریق حکمت، یعنی به حرکت درآوردن فکر و اندیشه افراد و بیدار ساختن عقلهای خفته، و موعظه در مواردی به کار می‏رود که تحریک عواطف انسانی در پذیرش پیام، تاثیر بیشری نسبت‏به استدلال دارد; چون موعظه و اندرز، بیشتر جنبه عاطفی دارد، و مجادله در شرایطی به کار می‏رود که ذهن افراد از مسائل نادرستی انباشته شده و باید از طریق مناظره، ذهنشان را خالی کرد تا آمادگی برای پذیرش حق را پیدا کنند. اگر تکرار هم صورت گرفت با چندزبان و چند وضع صورت گیردیعنی تکرار یکسان نباشد.روح مطلب یکی،اما به صورت های گوناگون بیان شود. 2- تربیت غیر مستقیم در روزگار ما به ویژه در آموزش رفتارهای اجتماعی و اخلاقی، دانشمندان علوم تربیتی به تربیت غیر مستقیم و آموزش و برنامه ی درسی پنهان اشاره می کنند.اینان معتقدند معلمان با کارهای خود ارزش ها و رفتارهای اخلاقی را اثربخش تر از اعمال می نمایند تا با گفتار و سخنرانی ها. در برخی از موارد برای ابلاغ پیام، اگر از روش مستقیم استفاده شود، ممکن است در میان مردم ایجاد تنش و درگیری شود، بویژه در مواردی که بخواهد رفتار نامناسب و منفی را تغییر دهد; لذا در چنین مواردی لازم است که مربی از روش غیرمستقیم استفاده کند. او از این طریق، می‏تواند نظرات و احساسات  مثبت ‏یا منفی خود را به افراد منتقل نماید و آن ها را به تجدید نظر در رفتارشان و یا به استمرار آن ترغیب کند، بدون این که آن ها را تحقیر کرده باشد و موجب رنجش خاطر آن ها شود و یا این که تاثیر معکوس بر آن ها بگذارد .جریان زیبا وتاریخی رفتار امام حسن و امام حسین علیهما السلام با پیرمردی که مشغول وضو بود، اما طرز صحیح وضو گرفتن را نمی‏دانست، اثر شگرف این روش را بازگو می‏کند. در بسیاری از موارد، روش غیرمستقیم ، نه تنها از رفتن آبروی افراد و خرد شدن شخصیت آن ها جلوگیری می‏کند، بلکه محبت، صفا و صمیمیت ‏بیشتری را میان مربی و دانش آموز به وجود می‏آورد . بدیهی است که اگرروش غیرمستقیم پشتوانه روش مستقیم نباشد آن روش کارائی و تأثیر نخواهد داشت.روش مستقیم همان تبلیغ ظاهری به وسیله گفتار و نوشتار و امثال آن می‌باشد اما روش غیرمستقیم این است که مربی خود به آنچه می‌گوید عامل باشد و لباس معروف را به تن کند و خویشتن را با اخلاق انبیاء و اولیاء زینت دهد و از صفات جاهلان دوری گزیند.که اعمال و رفتار چنین شخصی بیشتر از گفتار او دیگران را به سوی معروف و نیکی‌ها فرا می‌خواند و از منکر و زشتی‌ها باز می‌دارد.برهمین اساس است که در آیات و احادیث به ما چنین توصیه و دستور داده شده است. مردم را به غیر زبانتان به سوی حق دعوت کنید تا اینکه از شما پارسائی و کوشش در دین و نماز و نیکی را مشاهده کنند که این خود وسیلة دعوت است. وسائل الشیعه ج11 ص194 عالمی که به آگاهی و علمش عمل نمی‌کند موعظه‌اش از قلوب شنوندگان خیلی زود بیرون می‌رود همانطور که باران بر روی سنگ صاف باقی نمی‌ماند. اصول کافی ج 1 باب 13 حدیث 3 آیا شما مردم را به نیکی امر می‌کنید ولی خود را فراموش کرده‌اید. بقره 44 ای مومنین چرا چیزی را به زبان می‌گوئید ولی در مقام عمل خلاف آن رفتار می‌کنید. بترسید از این عمل که سخنی بگوئید و خلاف آن عمل کنید که بسیار سخت خداوند را به خشم و غضب در می‌آورد. صف 2 و 3 شخصی خدمت حضرت علی (ع) رسید و عرض کرد مرا نصیحت کنید.حضرت علی (ع) چند نصیحت مهم فرمودند:  مانند کسی مباش که از کارهای ناشایست منع می‌کند اما خودش آنها را عمل می‌کند.مانند کسی مباش که مردم را به کارهای خوب امر می‌کند که خودش آن ها را انجام نداده است. مانند کسی مباش که نیکوکاران را دوست دارد ولی عمل آن ها را انجام نمی‌دهد.مانند کسی مباش که از گناهکاران بدش می‌آید ولی خودش گناهکار است. نهج البلاغه کلمات قصار حدیث شماره 142 حضرت علی علیه السلام می فرمایند: تا خودم کاری را انجام ندهم سفارش آن را نمی‌کنم و تا خودم از کاری دوری نکنم شما را از آن بازنمی‌دارم. نهج البلاغه خطبه 175 درباره این شیوه تربیتی در روش آیت اله بهجت(ره) آقای مصباح می گوید:  برای این که از نکات اخلاقی ایشان استفاده کنیم معمولاً چند دقیقه ای زودتر در جلسه درس حاضر می شدیم، و ایشان معمولاً پیش از درس تشریف می آوردند و در اتاق محل درس جلوس می فرمودند و به صورت های مختلف و غالباً بلکه همیشه بطور غیر مستقیم نصیحت می کرد. یعنی همین که می نشستند یک حدیثی می خواندند، یا یک داستان تاریخی نقل می کردند، ولی حدیثی یا ذکر آن داستان تاریخی با رفتار روز گذشته چنان تناسب داشت که گویی ایشان دارند حالات ما را بیان می کنند، و به این صورت نقص های موجود در رفتارما را با نقل حدیث یا ذکر داستان و یا جریان تاریخی به ما گوشزد می کرد و این مطلبی بود که سایر دوستان نیز بدان اذعان داشتند و می گفتند: ایشان یک مطالبی می گویند که درست منطبق می شود بر زندگی ما، و با ذکر آن داستان یا حدیث مشکلات ما را در زندگی حل می کنندو قصور و اشتباهاتمان را به ما گوشزد می کنند. به هر حال روش تربیتی ایشان در برخورد با دیگران به طور مستقیم نبود و نمی گفتند که این کار را بکنید یا نکنید، یا فلان کار بد را انجام دادید بلکه با ذکر حدیث، جریان تاریخی و داستانی شخص را متوجه نقص کارش می کردند و به او گوشزد می کردند که خودش را اصلاح کند. نفوذ و اثرگذاری شخصیت مربی بر روی مخاطب بدیهی است در امر تربیت ، نقش مربی، ویژگی های او و شیوه هایی که باید در امر هدایت رعایت کند و این که بداند مسیر را چگونه طی کند و قافله را چگونه و از چه جایی به کجاببرد، از جمله مسائل مهم و اساسی است. عوامل زیر گستره ی نفوذ و اثرگذاری شخصیت مربی بر روی مخاطب را تعیین می کند: مهارت کلامی،طرز تفکر و نوع نگرش، سطح تحصیلات و اطلاعات، پایگاه اجتماعی و طبقاتی، مهارت های ارتباطی. در قران کریم ویژگی های شخصیت مبلغ و مربی آمده است که برای آشنایی به تعدادی از آن ها اشاره می نمایم: (برای اطلاع بیشتر به کتاب راهبردهای روان شناختی تبلیغ با مخاطبان جوان مراجعه کنید) حسن خلق(آل عمران/159- اسراء/53- قلم/4)،نرمی در گفتار(طه/44)،پرهیز از خشم و خشونت(آل عمران /134)،پرهیز از گفتار بدون عمل(صف/2- بقره/44)،آراستگی(مدثر/5) و... تشکل‏ها و محافل اجتماعی انسان با رفت و آمد به مجالس و محافل، تحت تاثیر رفتارها و حرکات شرکت کنندگان در آن‏ها قرار می‏گیرد. امام حسن مجتبی علیه السلام در سخنی هم به اصل تاثیر مجالس اجتماعی اشاره دارد و هم به شرکت در محافل سالم و مفید توصیه و ترغیب می‏فرماید: هر کس پیوسته به مساجد برود یکی از هشت‏بهره را خواهد برد: آیه و نشانه‏ای محکم، برادری سودمند، علمی نو، رحمتی مورد انتظار، سخنانی که او را به راه راست هدایت می‏کندویا سخنی که او را از هلاکت می‏رهاند.  استفاده از هنر تحقیقات نشان داده است که با شنیدن مطلبی، فقط ده تا پانزده درصد آن را به خاطر می‏سپاریم، ولی اگر آن را مشاهده کنیم در آینده بین سی تا سی و پنج درصد آن را به خاطر خواهیم آورد، حال اگر از دو جنبه سمعی و بصری یک جا استفاده کنیم، طبیعی است که میزان به‏خاطر سپردن مطالب، مجموعه این دو نسبت‏خواهد بود و ماندگارترین تاثیر را در ذهن ما خواهد گذاشت . از این رو، در دنیای کنونی، سازمانها و نهادهایی که زمام مسائل فرهنگی و تبلیغاتی را در دست دارند، همواره تلاش می‏کنند که از طریق مظاهر هنری و نمایشی، ارزش ها و ضد ارزش های فکری و اخلاقی را به جوامع بشری القاء کنند و همان گونه که ملاحظه می‏شود دشمنان دین و اخلاق، توانسته‏اند با تولید انواع و اقسام فیلم و سریال و کارتن، ضربه‏های مهلکی را بر پیکر انسانیت وارد سازند; در حالی که هنوز در جامعه ما افرادی وجود دارند که از نقش حیاتی هنر غافل هستندوگمان می‏کنند با همان روش های سنتی می‏توان به نیازهای فکری و فرهنگی جامعه، بویژه نسل جوان پاسخ مناسب داد . البته ما در صدد نادیده گرفتن اثرات سازنده روش های سنتی، همانند منبر و سخنرانی و گفتگوهای چهره به چهره نیستیم; زیرا بسیاری از مبلغین با بهره‏برداری صحیح از همین روش ها، معارف ارزشمند دینی را در اعماق روح انسان ها نفوذ داده‏اند; ولی سخن در این است که در شرایط پیچیده ارتباطی امروز، آیا می‏توان به این روش ها بسنده کرد و در همه موقعیت ها و برای همه مخاطبین در سنین گوناگون از آن استفاده برد . جالب این است که با مطالعه متون اسلامی و نیز، سیره عملی پیشوایان دینی روشن می‏شود که یکی از کارآمدترین ابزارهایی که اسلام برای رساندن پیام سعادت به گوش انسان ها از آن استفاده کرده است، روش تمثیل و نمایش است . در این ارتباط تنها به ذکر یک مورد از آن اکتفا می‏شود: رسول اکرم صلی الله علیه و آله در یکی از مسافرت ها با اصحابش در سرزمین خالی و بی‏علف فرود آمدند، به هیزم و آتش احتیاج داشتند، به یارانش فرمود: «هیزم جمع کنید»، آن ها عرض کردند: «یا رسول‏الله، ببینید این سرزمین چقدر خالی است، هیزمی دیده نمی‏شود» ، آن حضرت فرمود: «در عین حال، هر کسی هر اندازه می‏تواند جمع کند». اصحاب روانه صحرا شدند، هر کس هر اندازه توانست جمع کرد و با خود آورد . همه افراد، هرچه جمع کرده بودند روی هم ریختند، مقدار زیادی هیزم شد. در این وقت رسول گرامی صلی الله علیه و آله فرمود: «گناهان کوچک هم مثل همین هیزم های کوچک است، ابتدا به نظر نمی‏آیند، ولی هر چیزی جوینده و تعقیب کننده‏ای دارد، همان طور که شما جستید و تعقیب کردید، این قدر هیزم جمع شد، گناهان شما هم جمع می‏شود، و یک روز می‏بینید از همان گناهان خرد که به چشم نمی‏آمد، انبوه عظیمی جمع شده است .» در احوالات امام راحل آمده است که ایشان از راه غیرمستقیم با سرگرمی های سالم در بالا بردن آگاهی های کودکان می کوشیدند. خواندن شعر آموزنده ، نقل حکایت های مناسب و حتی مشاعره از دیگر راه ها بود. استفاده از نقش همسالان و دوستان بعد از خانواده ، دوستان و هم بازی‏ها و هم کلاسی‏ها می‏توانند به عنوان یک عامل محیطی در تربیت و خلق و خوی دانش آموز تاثیرگذار باشند. کودک و نوجوان گرایش زیادی به دوستان هم سن و سال خود دارد و بدون تردید این همنشینی و هم‏گرایی دوستان در یکدیگر موثر خواهد بود. البته معاشرت با دوستان صمیمی یک نیاز طبیعی است و لذت بخش‏ترین ساعات زندگی برای یک کودک و نوجوان لحظاتی است که با دوستان سپری می‏کند. پیشوایان معصوم ما ضمن بیان اثرهای مثبت و منفی رفاقت و همنشینی، پیروان خود را به مصاحبت ‏با افراد شایسته سوق داده‏اند.حضرت مجتبی علیه السلام در این رابطه به فرزندش می‏فرماید: فرزندم! با هیچ کس دوستی نکن مگر این که از رفت و آمد (و خصوصیات روحی واخلاقی) او آگاه گردی، هنگامی که دقیقا بررسی نمودی و معاشرت با او را برگزیدی، آنگاه با او براساس گذشت و چشم پوشی از لغزش‏ها و یاری کردن در سختی‏ها دوستی کن.» اردوهای تربیتی این سفرهای چند ساعتی یا چند روزی می ‏تواند اثر تربیتى بسیار داشته باشد؛ زیرا: 1. باعث نشاط و شادابى دانش آموزان مى‏شود. 2. زمینه بروز استعدادها و شناخت نقاط ضعف و قوت دانش آموزان را فراهم مى‏آورد. 3. میدان مناسبى براى تجلى اخلاق اجتماعى و تمرین صفات پسندیده‏اى چون همكارى، تعاون، نوع دوستى، ایثار و گذشت‏ به شمار مى‏آید. 4. چنان چه سفر، زیارتى باشد سبب تحكیم اعتقادات و توجه به معنویات مى‏شود. استفاده از حس کمال جویی انسان ها فطرتاً کمالات و صفات زیبای انسانی را دوست دارند. مربی می‏تواند از طریق ارضاء صحیح تفوق خواهی، دانش آموزان را به سوی اهداف مورد نظرخویش هدایت کند، و آنان را با دلگرمی و نشاط به کسب کمالات وادار سازد. امام مجتبی (ع) روزی فرزندان خود و فرزندان برادر خود را دعوت کرده و به آنان فرمود: «همه شما کودکان اجتماع امروز هستید و امید می‏رود که بزرگان جامعه فردا باشید، دانش بیاموزید و در کسب علم کوشش کنید، هر کدام که نمی‏توانید در مجلس درس مطالب استاد را حفظ کنید آن‏ها را بنویسید و نوشته‏ها را در منزل نگهداری نمایید تا در موقع لزوم مراجعه کنید.» آن حضرت با این روش صحیح تربیتی فرزندان را به کسب دانش و درس خواندن ترغیب و تشویق می‏کند و آنان به این طریق با عشق و علاقه به دنبال کسب دانش و سایر کمالات بشری می‏روند و در این شیوه، نیازی به تهدید و مجازات نیست. ایجاد خودباوری و عزت نفس در دانش آموزان به وجود آوردن خودباوری و عزت نفس در کودکان، آن هارادر زندگی آینده موفق‏تر خواهد نمود. این صفت زیبا را می‏توان از همان دوران کودکی و با شیوه‏های مختلف در او پرورش داد. یکی از شیوه‏های ایجاد خودباوری و عزت نفس در دانش آموزان ، مشورت کردن با آن‏هاست. امام مجتبی(ع)  ضمن توصیه به این کار پسندیده، با فرزندان خویش در موارد مختلف مشورت می‏کرد و بدین وسیله شخصیت آنان را پرورش داده و در آن‏ها عزت نفس ایجاد می‏نمود. روزی خواستگاری به منزل آن حضرت آمد،  حضرت مجتبی (ع) به او فرمود: ما قومی هستیم که دختران خود را بدون نظرخواهی و مشورت با خودشان، شوهر نمی‏دهیم.» یکی از راه­های تربیت واقعی ، آشنا ساختن افراد جامعه با خودحقیقی است که همان کرامت، عزت، شرافت نفس می­باشد. استاد مطهری می­گوید: «در مکتب اسلام، تمام احساس­های اخلاقی از پیدا کردن خویش و احساس واقعیت پیدا می­شود. اگر انسان خود واقعی­اش را پیدا کند می­بیند تمام ارزش­های تربیتی و نیز ضد تربیتی معنا پیدا می­کندآری، اصل صیانت نفس و حفظ شخصیت، امری ذاتی و فطری است که انسان با آن زندگی می کند. اگر به این اصل خدشه­ای وارد شود، باید منتظر ناهنجاری­های اخلاقی و تربیتی بود. کودک و نوجوان جذب حرف و رفتاری می­شود که خود در آن نقش و سهمی داشته باشد. فرزندان ما وقتی احساس ارزشمندی نکنند به وجد نمی­آیند. معرفی اسوه‏های تربیت (الگویابی) یکی دیگر از راه­های عملی گشتن ارزش­های تربیتی ، فراهم کردن شرایطی است که مخاطب با میل درونی و از روی نیاز، الگوهای موردنظر خود را کشف کند و به طور خود انگیخته با آنچه که خواهان ارائه آن است، همانندسازی کند. روش الگویی از این جهت اهمیت دارد که دو مانع بزرگ را از فراروی انسان برمی­دارد. ممکن است برای کسی این توهم پیش آید که رسیدن به درجات عالی و کسب کمالات اخلاقی برای انسان امری دست نیافتنی است و یا در بسیاری موارد، راه­کارها و شیوه­های عمل و حرکت ناشناخته باشد و همین امر سرگردانی و  ناکامی را به دنبال دارد. اما با پذیرش الگو، این دو مانع برداشته می­شود، زیرا در آن صورت انسان می­فهمد وصول به هدف همچنان که برای افراد مورد قبول او میسر شد برای او نیز ممکن است. و نیز از باب «ره چنان رو که رهروان رفتند» از تردید و سرگردانی نجات می­یابد. قرآن­کریم در این­باره برای کسانی که در جهت کسب کمالات انسانی قدم برمی­دارند می­فرماید: «لقد کان لکم فی رسول الله اسوه  حسنه ؛ رسول خدا برای شما اسوه نیکویی است»       امام علی (ع) پس از برجسته­سازی نقش الگویی پیامبر (ص)، بر نقش الگویی زندگی و سیره اهل بیت تأکید می­ورزد آنجا که می­فرماید: «ای مردم، به اهل بیت پیامبرتان بنگرید. از آن­سوکه آنان گام بر می­دارند بروید، پای در جای آنان بگذارید که هرگز آنان شما را از راه هدایت بیرون نمی­برند و به پستی و هلاکت نمی­کشانند. اگر سکوت کردند، سکوت کنید و اگر قیام کردند، همراه­ ایشان قیام کنید. از آنان پیشی نگیرید که گمراه می­شوید و از آنان عقب نمانید که نابود می گردید. ممکن است این توهم پیش آید که الگوهای اصلی ما معصومان (ع) هستند و با توجه به اختلاف رتبه­ای که افراد معمولی با این الگوها دارند، استفاده از این روش عملی نیست. در پاسخ باید به این نکته مهم توجه داشت که در فرآیند الگوگیری، در نظر گرفتن سطح توان در ردیابی الگو همواره باید موردنظر قرار گیرد. اگر انسان الگوی رفتاری خود را درست بشناسد، نباید از تلاش دست بردارد. امام علی(ع) می­فرماید: «بدانید که شما توان انجام چنین کاری را ندارید، اما با پرهیزکاری و تلاش و پاک­دامنی ودرست­کاری مرا یاری دهید». در جای دیگر می­فرماید: «بر شما باد روی آوردن به ارزش­های اخلاقی تا آنجا که با یکدیگر در رسیدن به آن ها سبقت بجویید و اگر نتوانستید، بدانید به دست آوردن برخی از این­ها، بهتر از رها کردن تمامی آن­هاست.» کودک و نوجوان فطرتاً به دنبال الگو می‏گردد و این خواسته درونی او در حس تقلید وی جلوه می‏کند. مربیان باید با معرفی الگوهای صحیح، حس تقلید او را جهت دهند. آن چه در این میان اهمیت ویژه دارد شناساندن الگوهای راستین و نمونه‏های کامل است. این شیوه در قرآن کریم فراوان دیده می‏شود. قرآن کریم با معرفی الگوهای کامل و بی عیب و نقص، در آموزش خوبی‏ها و کمالات و فضائل انسانی بهره می‏گیرد. امام مجتبی علیه السلام نیز به پیروی از قرآن در سیره تربیتی خویش این روش را دنبال می‏کند. آن حضرت بعد از شهادت علی علیه السلام خطابه بلیغی ایراد کرد و در ضمن آن به معرفی شخصیت ممتاز علی علیه السلام پرداخته و می‏فرماید: «ای مردم! در این شب مردی از دنیا رفت که در هیچ کار نیکی، پیشینیان بر او سبقت نگرفتند و بندگان خدا در هیچ سعادتی نمی‏توانند به او برسند، او به همراه پیامبر صلی الله علیه و آله جهاد می‏کرد و جان خود را فدای او می‏نمود.» آن گاه با شمردن صفات دیگر امیرمؤمنان علیه السلام او را به عنوان امام و الگوی مردم مطرح می‏کند. مطابقت رفتار با گفتار اخلاق برای  تمام افراد بشر چه در زندگی فردی و چه در زندگی اجتماعی لازم است اما برای کسانی که بار مسئولیت رهبری و هدایت جامعه را برعهده دارند ضروری­تر به نظر می­رسد؛ زیرا در درجه نخست چنین فردی باید خود نمونه­ای از اخلاق و صفات برجسته انسانی باشد تا بتواند آلودگی­های  اخلاقی را از لوح دل مردم بشوید، ثانیاً مسئولیت هدایت جامعه به قدری سنگین است که انسان بدون داشتن اخلاق کامل نمی­تواند آن را تحمل کند.  والدین و مربیان اگر به گفته‏های خویش جامه عمل بپوشانند، بهترین و مؤثرترین و پرثمرترین شیوه را در تربیت‏به کار گرفته‏اند و به طور غیرمستقیم و ناخودآگاه متربیان را تحت تاثیر قرار داده‏اند. پندها و نصیحت‏های مربیان و والدین زمانی بر فرزندان موثر واقع خواهد شد که آنان هر یک نمونه‏ای عملی از آن توصیه باشند و گفتار خویش را با عمل هماهنگ سازند. حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام یکی از دوستان خود را که شایسته تمجید آن بزرگوار بود با صفات زیبائی معرفی کرد و در ضمن خصلت‏های پسندیده او می‏فرمود: او آن چه را که عمل نمی‏کرد، نمی‏گفت و کارهایی را که نگفته بود انجام می‏داد.» در پایان به روش استاد مطهری در برخورد با تنش های فکری و فرهنگی جامعه اشاره می شود که به شرح زیر است: برخورد اثباتی، بیان نکات مثبت در کنار اشکالات، جدال احسن، برخورد احترام آمیز در نقل اقوال، نقد و بررسی اندیشه بدون ذکر از صاحب اندیشه، پرهیز از مطلق گرایی، رعایت مصلحت. (برای مطالعه بیشتر به کتاب رمز موفقیت استاد مطهری مراجعه شود) ضرورت هماهنگی اهداف و روش‏های تربیتی در بسیاری از فعالیت‏های انسانی، داشتن تربیت امری حیاتی و ضروری است و بدون آن، رفتار آدمی نه تنها در همه عرصه‏های حیات اجتماعی فاقد ارزش و اعتبار خواهد بود که پیامدهای دیگری نیز به دنبال دارد. دانش و علم آدمی، آراستگی ظاهری، ورود در عرصه سیاست، اقتصاد و همه و همه نیازمند برخورداری از تربیت صحیح و درست است و بدون آن، فعالیت‏های آدمی به انحراف کشیده خواهد شد . از سوی دیگر، در مسائل تعلیم و تربیت، داشتن هدف واحد مشترک و به اصطلاح همسویی اهدف نهادهای تربیتی امری ضروری است . در غیر این صورت، مسائل تربیتی در جامعه مبنای عمل قرار نخواهد گرفت . برای مثال، اگرخانواده‏ای بی‏مبالات و بی‏توجه به ارزش‏ها و معتقد به حجاب نباشد، ولی مدرسه به این امر مهم تاکید نماید، دانش‏آموز در الگوگیری از خانه و مدرسه دچار تحقیر و به اصطلاح تعارض نقش خواهد شد. تداوم این‏گونه رفتارها در عدم همسویی نهادهای تربیتی از نظر القای هنجار و ارزش واحد، موجب تعارض نقش در دانش‏آموزخواهد شد. همین امر در خصوص رسانه‏های ارتباط جمعی به ویژه صدا و سیما نیز صادق است.علاوه بر این‏که، وحدت در اهداف مؤسسات و نهادهای تربیتی امری ضروری است، وحدت روش در القاء و نهادینه کردن هنجارها و ارزش‏ها نیز ضروری است . ممکن است آنچه که به دانش‏آموز القاء می‏شود دارای اهداف واحدی باشد، اما روش‏های تربیت و آنچه عوامل و کارگزاران تربیتی انجام می‏دهند با یکدیگر در تعارض باشد. برای مثال، اگر روش‏های ارائه شده از سوی خانه و والدین و مدرسه و مطبوعات یا رسانه‏ها، هر یک به شیوه‏ای خاص باشد، دانش‏آموز یا کودکی که تحت تاثیر این آموزش‏ها قرار می‏گیرد، ممکن است دچار تعارض نقش گردد و برای ایفای نقش خویش متحیر شود. برای مثال، خانه و مدرسه ممکن است هر دو دارای هدف مشترک باشند و معتقد باشند که باید آموزه‏ها و ارزش‏های دینی را به دانش‏آموزان آموخت، اما اگر روش ارائه آن‏ها متفاوت باشد، مثلاً اگر یکی از روش مستقیم یا اجبار و دیگری از روش غیرمستقیم و دادن آزادی نسبی به دانش‏آموز استفاده کند، هیچ یک در هدف‏های تربیتی موفق نخواهند شد و یا اگرفضا و محیط حاکم بر خانواده توام با عطوفت، محبت و صمیمیت‏ باشد، ولی مدرسه به عکس، محیطی خشک، خشن، سرد و بی‏روح باشد، این دو محیط موجب تعارض، پرخاش، یا انزوای دانش‏آموزان خواهد شد. اصول کلی مداخله تربیتی در مدرسه حال باید دید آیا می توان در تربیت دانش آموزان نفوذ کرد ، تاثیر گذاشت و عناصر منفی درون آن را حذف یا اصلاح کرد . در این راستا توجه به اصول زیر ضروری است: مداخله باید غیر مستقیم باشد در مدرسه ، اصولی از قبیل مخفی کاری و نوعی تضاد ورزی حاکم است یعنی اطلاعات در مدرسه تا زمانی جریان دارد که به نوعی جنبه خصوصی و محرمانه داشته باشد. وقتی مطلبی از حد اختصاصی فراتر رفت و جنبه عمومی یافت دیگر به عنوان یک عنصر حائز اهمیت در مدرسه نیست. از طرف دیگر ، باید عناصر درون مدرسه نامرئی ، دارای ویژگی تضاد ورزی با عناصری از محیط باشد ؛ یعنی اعضای مدرسه از طریق موضع گیری در مقابل افراد یا گروه هایی از جامعه ، می خواهند برای خود نوعی استقلال در نظر بگیرند . این تضاد ورزی ، ضرورتاً نباید متوجه اطرافیان باشد  ،بلکه ممکن است به صورت همراهی و همرایی با نزدیکان ، از جمله والدین و اولیای مدرسه باشد و تضاد متوجه گروه های موجود در جامعه و حتی گروه های بیرون جامعه شود . این نکته ، هم برای مداخله موثر در مدرسه و هم برای جهت دادن به فعالیت های نوجوان حائز اهمیت است . با توجه به این نکته باید به شکل غیر مستقیم در مدرسه مداخله کنیم . به عبارت دیگر ، بهتر است روش هایی در پیش بگیریم که مدرسه و جریان های درونی آن به طور مستقیم مورد هدف قرار نگیرد . مداخله در جریان تربیتی مدرسه باید به نسبت نا آشکار باشد این نکته قابل تامل است که مداخله در مدرسه نباید آشکار شود، بلکه باید به گونه ای باشد که گویی از روابط درونی دانش آموزان چیزی نمی دانیم یا مطالب کمی می دانیم و نیز در پی هیچ گونه اقدامی در مورد این روابط نیستیم ، بهتر است در حالی که مطالب زیادی در این مورد به دست می آوریم، خود را کم اطلاع وانمود کنیم.این ویژگی افرادی است که دانش و اطلاعات گسترده ای دارند. چنین افرادی، در حالی که مطالب زیادی می دانند، رفتار شان به گونه ای است که دیگران را از یک سو به بیان مطالب تشویق می کنند و از سوی دیگر  آنان را از موضع گیری های آنی و انفعالی در مقابل چنین فردی باز می دارند. فرض کنید دانش آموزی در مورد برخی مسائل دوستانش با شما صحبت می کند. در حالیکه تمام مطالبی را که او می گوید خوب می دانید ، اگر در ابتدای صحبت با یک موضع گیری به ظاهر قدرتمندانه و رفتاری که نشان دهنده اطلاعات گسترده شما در مورد مسائل دانش آموزان است ، با او مواجه شوید او خود را بی دفاع می بیند و از گفتن مطالب باز می ماند . به علاوه به او القا می شود که شما قابل اعتماد نیستید یا دست کم لازم است که دانش آموزان از شما بترسند و دست از پا خطا نکنند . با این جمله که فلانی همه چیز را می داند از شما فاصله می گیرد . حال اگر به گونه دیگری برخورد کنید ، یعنی به طوری نشان دهید که چیزی از گفته های او نمی دانید و با تکان دادن سر در مورد مطالب او و حتی نشان دادن حالت تعجب و دیگر حالات هیجان  ، نه تنها گفته های او را مورد توجه قرار می دهید ، بلکه او را تشویق می کنید که به صحبت خود ادامه دهد تا از این طریق ، نوجوان تمایل پیدا کند که بار دیگر مراجعه کند و مطالب خود را بیان نماید . چنین واکنش شما را به ظاهر کم اطلاع و در عین حال پذیرنده نشان می دهد. در این زمینه بهتر است واکنش های شما در مقابل مطالبی که می دانید پنهان باشد . اگر دانش آموز احساس کرد شما واکنش آنی از خود نشان می دهید و دست به اقدام می زنید برای کار شما در مدرسه اختلال ایجاد می شود . برای مداخله در تربیت بهتر است در باره روابط غیر مدرسه ای نیز بیندیشیم برقراری روابط با یچه ها ، تنها در چارچوب مدرسه و ساعات رسمی آن ،کافی نیست. به این سبب باید در مورد برقراری روابط بیرون مدرسه به خصوص در قالب جلسات و هیات های مذهبی و رسمی ، اردوهای کوتاه و بلند مدت ، کوهنوردی و ... برای تاثیر گذاری در مدرسه به خوبی تجهیز شد . برای شناخت روابط بین دانش آموزان در مدرسه لازم است به روابط همسالان و خانواده نیز توجه کرد چه کسانی به دانش آموز تاثیر بیشتری دارند؟ آیا او اقتدار خانواده را پذیرفته است؟ احساسش نسبت به این اقتدار مثبت و سازنده است با منفی و ظالمانه ؟ روابطش با اعضای خانواده خود چگونه است ؟ روابط بین دانش آموزان را می توان با مشاهده رفتار آنان در حیاط مدرسه ، اردوها و صحبتهای آن تا حدودی فهمید . نتیجه گیری 1-گاهی لازم است در ترکیب گروه های دانش آموزی تغییراتی انجام داد . برای این کار باید به نکاتی توجه کرد از جمله این که اگر لازم می دانیم فردی را وارد گروهی کنیم نباید با او ارتباط مستمر داشت زیرا در این صورت با مقاومت دیگر اعضا برای پذیرش این دانش آموز مواجه می شویم و بر چسب هایی مانند خبرچین به او زده می شود. در ضمن این دانش آموز نباید آگاهی و اطلاع مستقیمی از هدف ما داشته باشد. هم چنین اگر لازم است عضوی را حذف کنیم باید این کار غیرمستقیم و نا آشکار باشد. برای حذف یک عضو می توان از تدابیر گوناگون استفاده کرد مانند ارتباط زیاد یکی از اولیا مدرسه با او ، جابجا کردن محل نشستن دانش آموز ، هدایت او به برخی فعالیت های فوق برنامه مدرسه و تشویق فرد برای گرایش به زمینه های درسی متفاوت گاهی لازم است گروهی را منحل کنیم چون با عملکرد نامناسب خود دانش آموزان را به رفتار های نامناسب گرایش می دهد . 2-برای ایجاد تغییر ، باید نگرش درمدرسه را شناخت . نگرش های گوناگونی بر دانش آموزان حاکم است. هر نگرش متشکل از سه عنصر شناخت ، عاطفه و رفتار است . به عبارت دیگر ، وقتی افرادی کنار هم قرار می گیرند ، بر اساس نگرش حاکم بر خود و گروه ، به تعامل متقابل می پردازند یعنی از یک طرف اطلاعاتی را پایه و مایه رفتار خود قرار می دهند و از طرف دیگر این اطلاعات را با نیروهای روانی یا هیجان های گوناگون در هم می آمیزند و سر انجام بر اساس این دو ، رفتاری را در قالب کلمات یا حرکات نشان می دهند . اطلاعات ، عنصر شناختی نگرش ، هیجان ، عنصر عاطفی آن و رفتار ، سازنده عنصر حرکتی است . به این ترتیب ، بر مدرسه نامرئی نگرش نیز حاکم است .  مهمترین روش های شناخت نگرش عبارتند از : دقت در عبارت های دانش آموزان ، مذاکره با والدین ، طرح موضوعات مناسب انشائی مانند «آنچه که نوجوانان امروز به آن می اندیشند » یا « اگر بخواهم با ملاک های همکلاسی های خود زندگی کنم ، چگونه عمل کنم » و یا « می توان افکار دانش آموزان را در جهت بیان نگرش های دیگران فعال کرد » . 3-پس از شناخت نگرش های دانش آموزان -همان طور که قبلاً هم گفته شد- باید توجه ویژه ای به سن آن ها داشت و روش های مناسب را اجرا کرد تا به نتیجه مطلوب رسید . 4-اساسی ترین روش برای تغییر مطلوب نگرش ، تربیت قدرت عقلانی و استدلالی دانش آموز است به شرط آن که مربی خود نیز تفکری منطقی و عقلانی را پیشه کند. عقل و منطق موهبت الهی برای کشف حقیقت و شناخت واقعیت است و آموزش دادنی نیست بلکه ابزاری برای کشف درون خویش است که باید پرورش داده شود. از مهمترین فعالیت ها برای پروش قدرت عقلانی دانش آموزان به مورد زیر می توان اشاره کرد : طرح سوالات مناسب و تقویت و تشویق سوالات مطرح شده از جانب دانش آموز راه ورود فضای ذهن برای ورود اطلاعات است . سوال در مورد آینده دانش آموز بیش از توصیه او در این مورد ، تاثیر گذار خواهد بود . البته سوال نباید حالت بسیارجدی و امتحان گونه به خود بگیرد واگر جواب نادرست است با واکنش هایی مثل به پشت او زدن موقعیت را دلپذیر جلوه دهید. پاسخ سوالات متناسب با سن دانش آموز باشد. پاسخ طولانی به یک سوال ابتدایی ، تنها هدر دادن بخش زیادی از مطالب است و در شنونده دلزدگی ایجاد می کند.در اثنای پرسشگری می توانیم با اظهار تعجب و خشنودی و طرح موارد مبهم ، زوایایی از مطلب را نشان دهیم که برای خود ما نیز مجهول است . 5-روش دیگر تربیت غیر مستقیم واقعیت شناسی است . برای این منظور باید در استمرار و ادامه تربیت عقلانی دانش آموز ، او را با روش های شناخت واقعیت آشنا کرد . در این روند می توان به نوجوان آموخت که برای پاسخ گفتن به یک سوال در مرحله اول اگر به کمک حدس و گمان پاسخی ارائه داد ولی درمرحله  بعدی آن را مورد بررسی قرار دهد و صحت و سقم آن را با روش تحقیق علمی مشخص کند . این کار او را یاری می دهد تا از پذیرش های بی دلیل مطالب در مدرسه ، گروه همسالان ، خانواده و بطور کلی جامعه اجتناب ورزد و بدون دخالت مستقیم والدین یا مربیان در جریان اطلاعات صحیح قرار گیرد . 6-روش دیگر تصحیح اطلاعات است . باید گفت کسی که از نظر عقلانی به خوبی فعال شود ، واقعیت شناسی را هم بداند و آن را تمرین کند ، تا حد بسیاری از کسب اطلاعات غلط و داشتن نگرش مخرب دور خواهد شد . البته برخی عناصر به مداخله های دیگر نیاز دارد . برای مثال برخی باور های ما حاصل ایمان ما به فرد گوینده و شخصیت خوب او است . این نوع تاثیر تنها از طریق تربیت عقلانی و واقعیت شناسی به دست نمی آید . از این رو هنگام ضرورت برخی مطالب را با اتکا به موقعیت تربیتی خویش باید به فرزندانمان القا یا حتی تکلیف کنیم . ممکن است درک اهمیت یک کار از طریق تربیت عقلانی ، تحلیل منطقی یا واقعیت شناسی به سادگی امکان پذیر نباشد ، در این مورد می توانیم از نقش ارشادی و ولایتی خویش استفاده کنیم و مطالب را به صورت تذکر ، نصیحت و حتی تکلیف به نوجوان عرضه داریم . این شیوه ، مکمل شیوه های قبل و ضرورتی در کار تربیت است، منتهی دقت کنیم که تلاش ما برای تغییر نگرش نباید تنها از این شیوه سرچشمه بگیرد بلکه این شیوه باید بسیار به ندرت مورد استفاده قرار گیرد . به دانش آموزان علاوه براستقلال و متکی بودن به خود، بیاموزیم که اگر زمانی با مشکلی که توان حل آن را ندارند روبرو شدند ، کمک گرفتن عملی ناصواب تلقی نمی شود. البته برای دوام تغییر ، تربیت عقلانی و واقعیت شناسی بسیار موثر است . 7-تزریق اطلاعات جنبه دیگری برای تغییر نگرش است. مقصود از تزریق اطلاعات ارائه برخی مطالب به دانش آموزان مدرسه است که ضرورت دارد از طریق دیگری به مدرسه وارد شود. ممکن است ما مطلبی را به شکل محرمانه به دانش آموزی بگوییم واز او بخواهیم که مطلب را پیش خود نگه دارد، درحالی که قصد  ما از این کار ، این است که آن مطلب را به جریان بیاندازیم و پیام خاص خود را بفرستیم وحتی ممکن است در مواردی که لازم باشد ، یک سد مقاومت ظاهری در راه جریان یافتن آن اطلاعات ایجاد کنیم .                 منابع و ماخذ کتابها: -قران کریم - نهج البلاغه - راهبردهای روان شناختی تبلیغ با مخاطبان جوان(1385)،دکتر عبدالعظیم کریمی،تهران:انتشارات ستاد اقامه نماز - رمز موفقیت استاد مطهری(1378)،علی باقی نصرآبادی و حمید نگارش،قم:انتشارات امام عصر(عج) - مدرسه نامرئی(1379)،دکتر علی اصغر احمدی،تهران:انتشارات مدرسه مجلات: - پیوند،دی 1378،شماره243 - پیوند،بهمن 1378،شماره244 - پیوند،خرداد 1378،شماره260 - مبلغان ،آذر 1380، شماره23 - مبلغان،فروردین 1382، شماره39 سایت ها: -maroofyaran.net -pajooheshkade.org -salehin.com -shabestan.ir -tabyan.net -tct.ir