بررسی رابطه کیفیت زندگی کاری و سلامت روان  کارکنان ذوب آهن اصفهان

چکیده

امروزه تقریباً تمامی صاحب نظران معتقدند که بین عوامل موثر بر حوزه کار و تولید ، منابع انسانی مهمترین عامل محسوب می شود. ( کاسیو[1] ،1989 به نقل از قاسم زاده ، 1384) نتایج تحقیقات علوم رفتاری به طور اعم و رفتار سازمانی به طور اخص نشان می دهد که استفاده مطلوب از منابع انسانی متکی به اقداماتی است که در پرتو آن ها جو و فضایی در سازمان ایجاد شود تا هر یک از کارکنان با رضایت کامل و احساس امنیت خاطر، حداکثر تلاش خود را در جهت مطلوب وظایف شغلی به کار برند.(جزنی ، 1375 ) کوپر و کارت رايت[2]، 1994به نقل از پورکبیریان،1386) معتقدند سازمان سالم، سازماني است که علاوه بر بقا و ادامه ي حيات، قادر است به طور مناسب برمشکلات فائق گردد و دائماً  در حال رشد و گسترش توانمندي هاي مقابله اي خويش است. چنين سازماني از شاخص کارمندان سالم نيز برخوردار است

 سلامت فردي تا بدان حد اهميت پيدا کرده که همه ساله تعداد زيادي از مديرعاملان، زمان و انرژي زيادی را صرف انتخاب گزينه هاي مناسب شغلي مي کنند تا به اين ترتيب بهترين کارکنان را گلچين نمايند. پيشينه يا پيش زمينه هايي که افراد وارد محيط کاري مي کنند مي تواند وضع سازمان را بهتر يا بدتر نمايد. سلامت روان و بيماري رواني در محيط کار از موضوعات پيچيده و بحث انگيز به حساب مي آيند.(بندر و کندي[3]، 2004 به نقل از پورکبیریان،1386)  



[1] - Cascio

[2] -Cooper & Cartwright

[3] -Bender & Kennedy

ادامه نوشته

حمایت از منابع انساني در سازمان ها

چکیده

اریک فروم [1] در کتاب « انقلاب امید » یک جامعه غیر انسانی را تشریح می کند که کار و هم چنین محیط شخصی به وسیله نظام های اجتماعی غیر شخصی تسخیر خواهد شد و این وضع اثر نامطلوبی روی فرد خواهد گذارد . او احساس می کند در جامعه ای که تاکید فراوان بر کمیت و مصرف دارد وپیشرفت را در افزایش تولید می داند تا در افزایش کیفیت زندگی، کارگران دچاربیماری بی تفاوتی شده و در نتیجه فاقد شخصیت و خلاقیت می شوند . فروم می پرسد : آیا ما با یک تراژدی لاینحل مواجه هستیم ؟ آیا ما باید مردمی بیمار بسازیم تا اقتصادی سالم داشته باشیم ؟ آیا ما می توانیم منابع مادی ، اختراعات و رایانه هایمان را برای پایان بخشیدن به زندگی انسان به کار بریم ؟ آیا ما برای داشتن سازمان هایی فعال، باید افرادی بی تفاوت و متکی به دیگران داشته باشیم ؟  او هم چنین بیان می کند که انسان در جستجوی حقایق علمی به دانشی رسیده است که می تواند طبیعت را زیر سلطه خود در آورد. در این زمینه انسان به پیروزی های درخشانی دست یافته ، اما با تاکید یک جانبه ای که بر تکنیک و مصرف مواد گذاشت، پیوستگی اش را با خود و زندگی از دست داد. با از دست دادن ایمان مذهبی و ارزش های انسانی تاکیدش را بر ارزش های تکنیکی و مادی قرار داد و قابلیت تجربه عمیق احساسی و رنج و سرمستی که همراه آنست، از دست رفت. ماشینی که انسان ساخت آن چنان نیرومند شد که برنامه هایش را طرح ریخت و اکنون نیز تفکر انسان را در قلمرو خود گرفته است.



[1] - Eric From

ادامه نوشته